septembre 23, 2012

"برنوشتی بر نویسش رویا، ازعلی قنبری "

برنوشتی بر نویسش رویا                     از علی قنبری 

 به نقل از فیسبوک

Ali Ghanbari, vendredi 29 juin 2012, 15:56 ·Ali Ghanbari

اول اینکه رویایی از معدود شاعرانی است که استقبال و شیفتگی مخاطبان نسبت به شعرش سیر صعودی داشته و روز به روز ، سال به سال و دهه به دهه افزایش یافته است و دیگر اینکه لحن ونثر او بر شاعران مطرح بسیاری تاثیر گذاشته و حتی به نوعی او را به عنوان شاعر شاعران مطرح کرده است . اگر که لحن شاملو در بسیاری از سیاه مشق های نوآمده گان شعر حضور و پیرنگ داشت ، زبان رویا هنوز که هنوز است استخوان بندی شعر شاعران استخوان داری را تشکیل می دهد . تاثیر پذیری از رویا فقط به آن دسته از حجم نویسی ها ی رویایی وار برنمی گردد ، بلکه مکانیسمی  که او بازوها و مفاصل آن را بر اساس کلمه بنا نهاد و نسبت تازه ای را که با در نظر گرفتن وزن و حجم تازه ای برای کلمه رقم زد دستمایه ی کار بسیاری از شاعران شد .

و رویا باز از معدود شاعرانی است که در شروع دهه ی شصت عمرش حضور مداوم و تاثیرگذاری دارد و از آن مهمتر تک و توک شاعری است که در دهه ی هفتاد عمرش با دو کتاب بدیع « هفتاد سنگ قبر » و « من گذشته امضا ء » بدعت تازه ای گذاشت .

اولین کتاب رویایی « بر جاده های تهی » (1340 )  شامل تجربه های شاعری است که با تاسی از فضای غالب خود را به عنوان یک شاعر مطرح می کند و  « دریایی ها » (1346)  نقطه ی عزیمت او در کوبیدن راههای تازه است که در « از دوستت دارم » و« دلتنگی ها » (1346 ) نمود چشمگیری می یابد و « دلتنگی ها » فعلیت یافتن آن پتانسیلی است که رویا به عنوان حجم گرایی به کشف آن نائل شد . « لبریخته ها » (1369) تعمیم تجربه های او در « دلتنگی ها » است  .

رویایی  با « هفتاد سنگ قبر »  (1379 ) سماجت خود را به عنوان کسی که همواره راه تازه ای را می جوید به رخ می کشد  « هفتاد سنگ قبر» ، بسط مرزهای ژانریک شعر فارسی است که در آن سنگ قبرها را همچون یک سازه ی متنی و فرمی باز برای بدعت نگاری بروز می دهد . ودر « من گذشته : امضاء » می بینم که چطور یک کلمه (امضا ء) نقطه ی عزیمت و محور چندگانه ای است که یک کتاب حول آن می چرخد و از استاتیک و ایستایی یک واژه اثری دینامیک و پویا حاصل می شود که در آن زبان بصورت ابژه ای برای خودش می باشد و مهمتر از آن رويايي بدعت گذار شعر- نثر در شعر فارسي است .

رویایی و سعی مدامش در اندیشه به کلمه و خوانش و احضار متن های همه ی اعصار و میل همیشه و دقت و حساسیت خاص و فوق العاده اش به هر کنشی که به شعر برمی گردد از او شاعری ساخته که در این زمینه بسیار مورد مثال است و به واقع برای رویایی شعر پروژه ی بسیار عظیمی است که برای هر زمان و هر مکان آن برنامه دارد .

اما آنچه که درباره ی رویا بسیار قابل اهمیت است این است که رویایی اولین شاعر ماست که برای اولین بار زبانیت زبان را محمل کار خود قرار داد و برای او زبان موضوع شناسایی شد . برای او نوشتن همچون یک پروسه است ، در واقع نوشتن امری پیشا است و نه امری پسا . برای اولین بار در شعر فارسی ، متن اوست که متنی باز و متکثر است و به تکثیر دال ها می پردازد . پرداختن به وجه هستی شناسیک شعر برای اولین بار توسط رویایی صورت گرفت . خود او می گوید « من از این کلمه ی مفهوم در تمام عمرم سوءاستفاده کرده ام برای حرف زدن از چیزهایی که مفهومی نداشته اند » . درواقع رویا بود که برای نخستین بار نگاه شناخت شناسیک را به کناری گذاشت و همانطور که خود او اشاره می کند به این نتیجه می رسد که زبان اساسا به مفاهمه نمی رسد . برای او « نامریی های کلمه ، کلمه های مریی نیستند . کلمه های مریی معبرند ، گذرگاهی اند برای رسیدن به آن سوی کلمه(رویایی ) » .

و به این ترتیب در دهه ی هفتاد که اوج دوباره ی شعر فارسی پس از یک دوره ی فترت است  شعر رویایی بسیار مورد توجه و مداقه قرار می گیرد به این ترتیب به جرات می توان گفت نوشتار و رویکرد رویایی تنها نوشتاری در شعر فارسی است که از لحاظ تاریخی مشمول زمان گذشته ( سه دهه قبل ) است و بازخوانی می شود اما  درواقع شعری است همه زمانی که هرگز مشمول زمان نیست .

شعر رویا یی از همان بدو تثبیت شعری تلقی می شد که به سمت كاهش كاركردهاي اجتماعي و بیانگری می رود . اما آنچه که عملا اتفاق افتاده نشان دهنده ی این است كه شعر آوانگارد او درمقابل وجوه متافیزیکی  غالب مقاومت می کند  و آوانگاردیسم او  اگرچه درابتدا «پیچیده ، متکلف و مصنوع » تلقی شد اما استتیک او نهایتا تثبیت شد و به کلاسه بندی شعر فارسی پیوست اما همچنان در عصیان شاعران جوان این دودهه بعنوان کسی که خود نمودار منفصلی رسم کرده با عصبیت انها همراه بوده و بعنوان شاعر محبوب انها مورد مداقه قرار گرفت . او  در ابتدا با برچسب معمول آن سالها فرمالیست تلقی شد و با روند محافظه کارانه یی که مخالف تغییر بود مورد مخالفت قرار گرفت . شاید اگر تسلط رویایی بر نثر کلاسیک فارسی نبود ( چماق همیشگی شاعران سنتی بر فرق شاعران آوانگارد ) تثبیت او به سادگی رقم نمی خورد .

بوطیقای رویایی که در واقع ضد بوطیقا تلقی می شد از « دلتنگی ها » به بعد است که نمود می یابد که پس از چندی رویایی نویسی را باعث شده و به بیانیه ی حجم منتهی شد  و قدرت تحمیل خود را به رخ کشید . 

در واقع شعررویایی از ابتدا با پرسش  ساده ی « یعنی چه ؟ » روبرو شد و این بخوبی نشان دهنده ی این بود که شعر او بیش از آنکه دغدغه ی معرفت شناسیک داشته و معنا و چیستی را مد نظر داشته باشد دغدغه ی هستی شناسیک دارد و شعر خود را بر محمل وجود نهاده است .

شعر رویا با  انحراف و  گسست از نمودار شعر رایج دوره ی خود و ا‍نقطاع از بدنه شعر رسمی نه تنها بازتعريفی در تقابل با بازتوليد جريان اصلي شعر و تعاريف ژنريك ارائه داد، بلکه به سمت درهم شکستن مرزهای ژانریک نیز حرکت کرد . انتشار کتاب های « هفتاد سنگ قبر » و « من گذشته : امضاء » در پایان دهه ی هفتاد برای شاعر نشان دهنده ی نوجویی مدام رویا است .

عصیان دینامیک رویا در زمينه همبا‍فتگي نثر و شعر ، شعر را به سمتی می برد که خواننده امروز را دچار سوتفاهم در خواندن شعر او می کند ، سوتفاهی که مطلوب شعر زبان است .

حرکت دایره ای و بازتابی  رویا در دهه ی چهل به بعد ، بکارگیری از سازه های متنی و  در سنگ قبرها و بکارگیری یک مگافین (امضا) در « من گذشته : امضاء » به  مثابه يك تکنیک  سودمندانه نویسش بوطيقاي بدیعی را فرا می خواند كه بواسطه ابژه گردانی زبان  يك تجربه گرايي محض و متمايز مي‍شود .

این  ناهمسانی و چندگونه گی متني و طرا‍حي مجدد روابط متني  با سازه های  مستقل شعر رویایی را به سمتی می برد که بخوبی نشان دهنده ی مرزناپذیری زبان است .

شعر رویا را بطور کلی می توان همچون یک پروسه در نظر گرفت تا اینکه نوشتن به مثابه ی یک «محصول » در واقع در شعر او مکانیزم ها و اجرای کار اهمیت دارد و نه موضوع ، محتوا و هدف .

شعر او بر اساس طرز نویسش و شهود حرکت می کند تا اینکه  قصد ونیت ، شطح او یک منشور چند وجهی است که در آن انتشار  واژه ها همچون یک تناظر یک به یک نیست بلکه عامل تکثیر دال هاست .

در « هفتاد سنگ قبر» ، سنگ قبرها یک سازه ی متنی و فرم بسته ای برای موضوع مرگ نیستند ، بلکه موجد موجبیت اند(مگافین) و این کتاب زمینه ایست که در آن سازه واره گی شان به پرسش کشیده می شود . همینطور در « من گذشته : امضاء » می بینم که چطور یک کلمه (امضا ء) نقطه ی عزیمت و محور چندگانه ای است که یک کتاب حول آن می چرخد و از استاتیک و ایستایی یک واژه اثری دینامیک و پویا حاصل می شود که در آن زبان بصورت ابژه ای برای خودش می باشد.

در شعر رویا اساسا صورتبندی مطلق زبان ادبی موجود نیست .چیزی بنام ذات شعر و ادبیات وجود ندارد ، بلکه این کارکردهای ویژه هستند که موجودند .

شعر رویایی با تاکید بر زبانیت عامدانه مصنوع و مبهم است و او به دنبال کشش و سودای رمانتیک نیست .

شعر رویایی از ابتدا در گیر موضوع مهم در ادبیات مدرن نیمه ی دوم قرن بیستم است و آن « عدم قطعیت »است . درهم تنیده گی واژه ها و حرکت بازتابی یا دایره ای میان واژه ها و حضور مدام یک واژه با نقشمندی های صوری کلمات را به سمت تشکیل باصطلاح « واژه های تهی » می برد و بدین سان مدلول استعلایی پس زده می شود .

رویا همیشه میل شدیدی به ساختارشکنی متون عرفانی دارد و نویسش و خوانش او از این مصالح بخوبی بهره می برد . شطح شناور او از نیستی سر برمی آورد و کشف و شهود او مصروف هستمندی است و بهمین جهت شما اثری از دنیای سرمایه داری واقع گرای معمول نمی بینید . در واقع شعر رویا درگیر زبان است و بر متنیت استوار است و یک خواننده آگاه برای آن الزامی است و همانطور که دربیانیه شعر حجم آمده است این نوع شعر به سوی « شعر به مثابه ی شعر » گرایش دارد و به نوعی برعلیه « من فردی » است و بیشتر درگیر یک ساختار زبانی است تا بیانگری و تکنیک و تمهیدات در آن نقش اساسی دارد و سازه های متنی را مطمح نظر دارد تا اینکه محمل تجارب زیستی باشد . 

  • Khalil Golami یکی نظر نوشته که، «با اینکه از بیشتر کارای رویایی لذتی نبرده ام از مقاله شما ممنونم» و این موضوع نقد به نظرم سبب سوء تفاهم شده است. اگر که نوشته های شما چندان جالب نباشد ولی تعریف و تمجیدهایی که کرده دل چسب و خواندنی ست. در مورد من قضیه برعکس است. آن چه از شما دوست تر دارم در ارزیابی آقای قنبری ابدا ندیدم.Voir la traduction
  • Mansour Khorshidi تشکر دوست . سلام به رویا
    · J’aime · 1
  • Leili Galehdaran "زبان اساسن مفاهمه نیست"، زبان رابطه است. براوو علیVoir la traduction
    · J’aime · 2
  • Bita Salasi با اینکه از بیشتر کارای رویایی لذتی نبرده ام از مقاله شما ممنونم!Voir la traduction
    · J’aime · 2
  • Hengameh Fouladvand ...برای اولین بار زبانیت زبان را محمل کار خود قرار داد...رويايي بدعت گذار شعر- نثر در شعر فارسي ..نسبت تازه ای با در نظر گرفتن وزن و حجم تازه برای کلمه رقم زد..فعلیت یافتن آن پتانسیلی که رویایی به عنوان حجم گرایی به کشف آن نائل شد.."؛

    مرسی علی عزیز، مهمترین نکته های شعررویایی را بسیار روشن و موشکافانه ذکر کردی
    آوای واژه در سطح ِتماتیک می تواند-عمدا یا ناآگاه- تعیین کننده جهت و تخیل شاعرانه شود. این در شعر ِرویایی به ندرت صورت می گیرد. درود
    Voir la traduction
    ·
    ...Voir plus
    Voir la traduction
  • Ali Ghanbari Hengameh Fouladvand جمله ی قابل توجهی است هنگامه ی عزیز مرسی از دقت نظرت .Voir la traduction
    · J’aime · 1
  • Ali Ghanbari Bita Salasi بيتاي گرامي ! در مواجهه با اثر رويايي بايد نگاه ديگر گونه اي داشت . بقول جان کيج : وقتي بنظرم چيزي زيبا نيست / از خودم ميپرسم چرا زيبا نيست / بعد ميبينم هيچ دليلي ندارمVoir la traduction
    · J’aime · 2
  • ستاره انصاری رویا همیشه میل شدیدی به ساختارشکنی متون عرفانی دارد و نویسش و خوانش او از این مصالح بخوبی بهره می برد .مرسی علی قنبریVoir la traduction
    · J’aime · 1
  • Mehran Seyyedy جناب قنبري استفاده كردم و سپاس.
    · J’aime · 1
  • Ali Sobati 1. آیا به‌راستی تندرکیا و ایرانی و حتا گاه شاهرودی در زبانیت زبان شعر مقدم بر رؤیایی نیستند؟ مسلماً اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد،‌که به نظرم تاریخاً هست، باز تحلیل‌ شما از کارکرد.های شعری رؤیایی زیرسوال نمی‌رود اما تقدم بلاشرط تاریخی‌ش خوب چرا.
    2. آیا می‌شود نهایتاً و با هر میزان از بازی‌گردانی زبانی از وهله‌ی استعلایافتن معنا تن زد؟ به‌نظرم هر متنی هرچقدر هم که درون‌ماندگار باشد و در مکانیسم‌ها و کارکردهای زیباشناسیک خود غرقه، باز وهله‌هایی هست که متن از فرآیند ساخت‌وساز زبان فاصله گرفته به این فرآیند از بیرون نظر کند و خود این فرآیند را به پرسش گیرد و این خود مگر چیست جز استعلا؟
    3. قبول دارم که رؤیایی به‌شکلی بسیار پنهان و پیچیده بر شاعران استخوان‌دار تأثیر گذاشته، اما قبول ندارم که تأثیر شاملو مثلاً محدود به بیان فخیم شاملویی بوده باشد، در شعر شاعران پس از وی، با "زین‌دست" و "زین‌گونه" و "زین‌سان" و "خود اگر..."ها. بلکه اساساً درونی‌شدن موسیقی شعر که بر سرتاسر شعر دهه‌های اخیر سلطنت مطلق داشته‌ست و خود به شرطی هستی‌شناختی برای برآمدن نوعی تازه از شعر انجامیده دست‌آورد فاصله‌گیری عامدانه‌ی شاملو از نیما برای ایجاد گشتار وزنی یا کادانس در شعرست.
    4. چرا افراد بیش‌تری را تگ نمی‌کنید؟ حیف نیست یادداشت ناخوانده بماند؟
    ..
    Voir plus
    Voir la traduction
    · J’aime · 2
  • Mahmoud Dehgani خواندنی بودVoir la traduction
    · J’aime · 1
يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr septembre 23, 2012 3:23 AM || Balatarin
Comments

I like the helpful info you provide in your articles.

I will bookmark your blog and check again here
regularly. I'm quite sure I'll learn many new stuff right here!
Best of luck for the next!

Posted by: شارژ همراه اول at octobre 10, 2014 4:57 PM

ثباتی جان! متاسفانه پرت رفته ای از اساس... باید از نیما دوباره نگاه کنی تا بفهمی شاملو به علت همان چه موسیقِ درونی نام می دهند و می دهی پیشتر نرفته است، و زاویه ی درونی شده ی رویایی از قدم های جدیِ بعدی خواهد بود.. در مورد کیا و ایرانی و بعد شاهرودی (که نمی دانم چرا پس از آن دو نام بردی از او) هم تک به تک می توان پرداخت و نواخت... به نیما که برگردی تازه تکثیر درونیات زبانی و به عینیت رساندن انتزاع را دوباره خواهی دید.. چنان که در کار هر شاعر بزرگی چنین است... بزرگ در قواره ی نیما... و پس از او رویایی

احسان مهتدی

Posted by: احسان مهتدی at mai 2, 2013 1:59 AM

I found just what I was needed, and it was eetntraining!

Posted by: Preston at octobre 9, 2012 9:44 AM
Post a comment









Remember personal info?