janvier 31, 2016

گول و گودال ِ عرفان


آرش عزیز،

ما ازعرفان چیزی نمی‌دانیم، چیزی ندارد که بدانیم. عادت این است که آن را به قلمرو فرزانگی  می‌بَرند، اما در قلمرو فرزانگی، عرفان حرفِ کمی است.

ما در وقتِ شعر است که عارف‌یم، نه عارفِ همه‌ وقت. تنها به وقتِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ شعر، وقتی که می‌نویسیم. تنها به وقتِ شعراست که عارفِ آنچه شعر به ما می‌دهد می‌مانیم. بهترین وقتی، مساعدترین وقتی، که قدرتِ شناختِ عجیبی داریم. و عارف، تنها به یُمن همین شناخت عجیبش است که عارف می ماند : شناخت ! (معرفت). و گرنه، این ضلال و گمراهی‌ست که هروقت و همه وقت به چیزی - یک چیز- درآویزیم. یک چیز وهیچ چیز جز او. و این همان چیزی است که ما را به دورِ باطل - صوفیسم - می کشانَد. به گول و گودال، عبادت و درویشی، تکرار : جویدن و دوباره جویدن.

  تا وقت دیگر  قربانت

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr janvier 31, 2016 6:41 PM || Balatarin
Comments

مهربان عزیز
آیا سهراب در مجموعه آخر خود به حجم نزدیک شده است واگر عمر بیشتری میکرد این
مکانیسم اورا فرامیگرفت؟

- بله ذهنی حجمی داشت،
از کتاب "حجم سبز"و و نقاشی هائی که در فصلنامۀ انتشارات "روزن" درمی اورد تا انتشار مانیفست حجمگرائی، که از آن استقبالی کاملا شخصی میکرد، و امیدوار بود که این جنبش درشعر ایران قوام بگیرد . ماباهم یسیار محشور بودیم.

Posted by: ساداتی at février 8, 2016 8:31 PM
Post a comment









Remember personal info?