یک شعر تازه
جاده در میان جمع بود و، در میان جمع
ترس تنها بود
در میان جمع
همیشه ترس تنها است.
روی راه رفته ردّ پا افق
روی راه رفته دست رد عمود
عشق تو زخم
بر راهِ رفته می زد
و راهِ رفته با تو می گفت :
هوا هواست
هوا همه جا هواست
شعرخوانی 3 در صدای شاعر
از : "دریایی ها" در صدای یداله رویایی
دریایی شماره 14
دریا زبانِ دیگر دارد.
با موج ها - هجومِ هجاها -
با سنگ ها - تکلم کف ها -
دریا زبان دیگر دارد.
شور ِ حباب ها،
در ازدحام و همهمه ی آب.
غلیان واژه های مقدس،
در لهجه های مبهم گرداب.
ای خطبه های آب
بر میزهای مفرغی دریا!
ای کاش با فصاحت سنگین این کبود،
اندام من تلفظ شیرینِ آب بود!
اتنظیم از میلاد
شعر خوانی
از : "دلتنگی ها" در صدای یداله رویایی
دلتنگی شماره 2
زخم ظریف عقربه در من بود
وقتی که دایره کامل شد
معماری بیابان
همراه با روایت عقربه تکرار شد
من با خیال و عقربه مخلوط بودم
و عقربه
بر روی یک بیابان
بیابان دیگری می ساخت
تنظیم از : میلاد
دلتنگی شماره 4
دیار من همه ی طول راه بود
و طول بودم من
و راه بودم
و طول راه ، که قربانی دیارم بود
و یاد آشنایی او
باد را
نگاه کن
اینک
عبور می دهد از روی میز من
و سرگذشتِ صحرا که آفتاب و نمک را
حضور می دهد
نمی توانم ، آه
کویر را در پاکت کنم
و باز گردانم
برای آن همه طول
تنظیم از : میلاد